کلاس کودکی - پورنگ نیوز

پورنگ نیوز

 

 


در اين بخش مي توانيد آخرين اخبار مرتبط با آقامعلم را بخوانيد...
چنانچه از شاگردان کلاس هستيد مي توانيد اخبار مرتبط را در نظرات همين قسمت گذاشته تا به زودي در اينجا منتشر شود


برچسب‌ها: کلاس کودکی, اخبار
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 15:29  توسط خبرگزاری  | 

«بلبل خان» وارد می شود

-«بلبل خان» شخصیت جدید «عمو پورنگ» می‌شود

تهیه‌کننده برنامه «هزار و شصت و شونزده» درباره‌ی پخش برنامه‌اش پس از بازگشایی مدارس، خاطرنشان کرد: این برنامه تا اواخر مهر ماه پخش می‌شود و پس از آن مشخص نیست ادامه داشته باشد.

مسلم آقاجان‌زاده گفت: سعی ما بر این است که بعد از مهر ماه با پایان برنامه «هزار و شصت و شونزده» به سراغ سریالی که برای شبکه‌ی نمایش خانگی داریم برویم و وقتمان را روی آن بگذاریم، اما باید ببینیم تصمیم صداوسیما درباره‌ی ادامه‌ی هزار و شصت و شونزده چیست‌.

وی در پایان از ورود شخصیت جدیدی به نام «بلبل خان» در تعطیلاتی پیش‌رو خبر داد و گفت:‌ برنامه «هزار و شصت و شونزده» در تعطیلات پنج روزه روال عادی خود را طی می‌کند و تغییری در ساعت پخش آن نخواهیم داشت، فقط به احتمال قوی پنجشنبه و جمعه‌ی هفته جاری یکسری شخصیت‌های جدید مثل «بلبل خان» و … در کنار عمو پورنگ و امیر محمد حضور داشته باشند.

منبع:ایسنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 14:51  توسط خبرگزاری  | 

ررویاهای کودکی ام را اجرا می کنم

جام جم آنلاين: براي گفت‌وگو با عمو پورنگ و اميرمحمد به استوديوي سيما فيلم در خيابان پاسداران رفتم. همان جايي كه صداي هوراي بچه‌ها از شادي ديدار با عمو پورنگ به آسمان مي‌رفت.

 گفت‌وگو در يكي از روزهاي بلند ماه رمضان در حالي انجام شد كه عمو پورنگ و اميرمحمد مشغول گريم براي اجراي زنده برنامه «هزار و شصت و شونزده» بودند. عمو پورنگ را همه ما به پرشوري و بانشاطي مي‌شناسيم.

يك مجري دوست داشتني خستگي‌ناپذير كه همكاري به نام اميرمحمد دارد كه با استعداد و بازيگوش است. اين دو، دنياي بچه‌ها را زيباتر مي‌كنند.

آنها در پشت صحنه كارشان هم، شادند و با انرژي، طوري كه با ورود به استوديوي رنگارنگ به آدم القا مي‌شود بچه است و تا مي‌تواند بايد بچگي كند.

در استوديو همه چيز رنگ كودكي داشت. با ديدن عمو پورنگ و اميرمحمد ياد اين جمله چارلي چاپلين مي‌افتم كه ‌گفت: من اگر پيامبر بودم، رسالتم شادماني بود و معجزه‌ام خنداندن كودكان...

آقاي فرضيايي، بچه‌ها و حتي بزرگ‌ترها مي‌خواهند بدانند چرا عمو پورنگ اين بار با بالن به استوديو آمد؟

بالن خيلي خوب است. آدم‌ را مي‌برد به آسمان و تو مي‌تواني خورشيد را بزرگ‌تر ببيني. مي‌خواستيم يك جور خاص به استوديو بيايم تا اين اتفاق كاملا فانتزي، كارتوني و رويايي باشد. مطمئن هستم اين موضوع جايي از تصورات خيلي از كودكان را اشغال كرده است. بچه‌ها خيلي دوست دارند سوار بالن شوند و به آسمان بروند و آنجا را تصرف كنند.

كودك درون عموپورنگ خيلي زنده و با انرژي و فعال است...

كودك درون من خيلي زنده و اتفاقا سر حال است. من هنوز هم وقتي سوار اين بالن مي‌شوم يك حس نشاط و هيجان وافري پيدا مي‌كنم. ياد شيطنتي مي‌افتم كه در زمان بچگي با بالن انجام دادم. آن زمان كارتوني پخش مي‌شد كه اتفاقا بعدها فيلم سينمايي آن هم ساخته شد.

يك جزيره اسرارآميزي بود كه زير دريايي هم داشت. بعد از ديدن اين كارتون من هميشه دوست داشتم يك بالن براي خودم داشته باشم. يادم مي‌آيد يك روز چهار تا بادكنك برداشتم به يك سبد وصل كردم. بعد آن را بردم در بالكن و نشستم داخلش و هي بالن را تكان ‌دادم تا به آسمان برود. اما هيچ تكاني نمي‌خورد، اما آنقدر آن را تكان دادم كه از بالاي بالكن افتادم پايين و سرم شكست. الان هم هر وقت سوار اين بالن مي‌شوم ياد آن خاطره مي‌افتم و خنده‌ام مي‌گيرد. مي‌خواهم بگويم من عاشق بچگي هستم و دوست دارم بچگي كنم. به قول شما چيزي به نام كودك درون در من هميشه وول مي‌خورد و زنده است و اتفاقا پر هيجان. من حتي بعضي اوقات افسوس مي‌خورم از اين كه بزرگ شده‌ام.

پس، از آن دسته از آدم‌ها نيستيد كه دوست ندارند ديگران بچگي آنها را در بزرگسالي ببينند؟

نه اصلا. اتفاقا به نظر من روحيات دروني و غريزه ذاتي هر فرد در كودكي‌اش بسيار جالب و جذاب است و هر كسي كه بتواند اين روحيات را حفظ كند و آن خصوصيات با صفا و صادقانه را در خود نگه دارد كار بزرگي انجام داده است.

عمو پورنگ استعداد‌هاي زيادي دارد. او خوش صحبت و با انرژي است و از همه مهم‌تر اين كه براي مخاطبان به عنوان مجري برنامه كودك شناخته شده است. عموپورنگ از اين كه تنها در يك حوزه فعاليت مي‌كند راضي است؟

من كار با كودك را دوست دارم و تا هر زماني هم كه حرفي براي گفتن داشته باشم و بتوانم كار جديد و خلاقانه‌اي به كودكان ارائه دهم در همين حوزه مي‌مانم و با تمام وجود فعاليت مي‌كنم. اصلا ذات من براي كار با كودكان ساخته شده است و احساس مي‌كنم در حوزه‌هاي ديگر توانايي چنداني ندارم. شايد خنده‌تان بگيرد اما ذات من، كلام من، شيطنت‌هاي من، گفتار من و حتي رگه‌هاي فكري من... همه كودكانه است.

چرا خنده‌دار باشد! اتفاقا اين كه بتوانيم در دنياي پاك كودكي بمانيم يك ويژگي خوب است كه هر كسي ندارد.

بله و شايد به همين دليل هم باشد كه نمي‌توانم با آدم بزرگ‌ها به خوبي بچه‌ها ارتباط برقرار كنم.

يكي از ويژگي‌هاي برنامه‌هاي شما اين است كه كمتر به تكرار و روزمرگي مي‌افتيد. چگونه از كليشه شدن برنامه‌تان جلوگيري مي‌كنيد؟

من احساس مي‌كنم اگر عمو پورنگ هميشه روي آنتن باشد كودكان را خسته مي‌كند. اين كه هميشه به صورت روتين برنامه‌اي را اجرا كنيم در درازمدت كسل‌كننده مي‌شود و خلاقيت را از برنامه مي‌گيرد؛ چرا كه خيلي از فاكتورها و بخش‌هايي كه در حال حاضر در برنامه‌هاي مخصوص به كودكان استفاده مي‌شود به هم شبيه و يكسان است. اين موضوع به كارهاي زنده لطمه مي‌زند. از اين نظر كه ممكن است اين برنامه‌ها به دليل تكرار، هيچ حرف تازه‌اي براي كودك نداشته باشند. به همين دليل به نظر من اگر كم بياييم اما پر بار و متنوع حضور پيدا كنيم بهتر از اين است كه بخواهيم هر روز باشيم.

تصور كنيد چه غذايي بهتر از قورمه سبزي وجود دارد. شما اگر هر روز قورمه سبزي بخوريد خسته مي‌شويد، حالا هر چقدر هم قورمه سبزي با كيفيت و خوشمزه پخته شده باشد. كودك هم بايد ياد بگيرد تنوع و خلاقيت را بفهمد و از آن لذت ببرد و از ما ابتكار عمل بخواهد. اگر اين‌طور باشد توقعش از ما بالا مي‌رود و ما هم تلاش مي‌كنيم يك كار خوب به او تحويل بدهيم. اينها به اين معنا نيست كه بگويم ما كار خاصي انجام داده‌ايم، اما در حد و اندازه و توان و امكاناتي كه در اختيار داريم، تلاش كرديم متنوع ظاهر شويم.

بخش‌هاي جديد و متنوع چطور در برنامه شما به وجود مي‌آيد؟

بازيگوشي خاص من نيست. گروهي كه دور هم جمع شده‌ايم تا برنامه بسازيم همه مثل هم هستيم، بذله‌گويي و شوخي ميان ما زياد است. ما گروه شادي هستيم و حتي بسياري از شخصيت‌هاي برنامه ما از دل اين شوخي‌ها و شادي‌ها به وجود مي‌آيد.

خيلي اوقات پيش آمده حتي جلوي آينه يك ادا يا حالتي را به وجود آورديم بعد آن را در جمع خودمان اجرا كرديم و همه درباره‌اش نظر دادند و با مشورت هم از حالت خام به يك آيتم حرفه‌اي تبديل شد. مي‌خواهم بگويم ذهن ما آنقدر به هم نزديك است و خلاقانه عمل مي‌كنيم كه خيلي از شخصيت‌ها با مشورت همديگر به وجود آمده‌اند.

مثل كدام شخصيت؟

شخصيت شير. اين شير اول يك صدا بود. صداي كسي كه اصلا حوصله ندارد و خيلي هم تنبل است. به زور راه مي‌رود. بعد ما تصميم گرفتيم اين صدا روي يك شير باشد كه در اين بين تناقض خنده‌آوري شكل بگيرد. شيري كه به جاي غرش خيلي آرام و بي‌حوصله حرف مي‌زند و حتي صداي غرش ضعيف خودش را ضبط و آن را براي بچه‌ها پخش مي‌كند.

به نظر من يكي از نقاط قوت شما اجراي ترانه‌هاي شاد و شنيدني است. چه كسي در ساخت اين ترانه‌ها به شما كمك مي‌كند؟

خانم قاسميان كه من قلبا به ايشان خيلي ارادت دارم ترانه‌سراي اين آهنگ‌هاست. او هم مثل بقيه گروه با اين كه مادر دو فرزند است، اما شيطنت‌هاي بچگانه زيادي دارد. باور كنيد من هنوز هم وقتي ترانه‌هاي او را گوش مي‌دهم به 20 سال قبل برمي‌گردم و بچه مي‌شوم. آهنگساز اين ترانه‌ها هم آقاي نصرتي است.

جالب است او هم بازيگوش است و كودك درون زنده‌اي دارد. شما وقتي سر ضبط موسيقي باشيد از خنده روده بر مي‌شويد. هر كدام براي خودمان شيطنتي مي‌كنيم و براي ضبط يك آهنگ استوديو را روي سرمان مي‌گذاريم.

انگار گروه شما همه از دل كار مي‌كنند و به نظرم همين دلي كار كردن است كه برنامه شما به دل بچه‌ها هم مي‌نشيند...

اين را فراموش نكنيد كه ما غير از اين كه مي‌خواهيم بچه‌ها را شاد كنيم، برنامه‌ مي‌سازيم تا دل خودمان نيز شاد شود. ما اينجا كار نمي‌كنيم، ما زندگي مي‌كنيم. ما حسرت بچگي از دست رفته‌مان را جلوي دوربين مي‌آوريم و مي‌خواهيم با تمام وجود بچگي‌مان را با همه شيطنت‌هايش زنده كنيم.

به چه ميزان روي خواندن شعرها به عنوان خواننده تمرين مي‌كنيد؟

من ادعاي خوانندگي ندارم و هيچ وقت سعي نكرده‌ام كه صداي خودم را عوض كنم يا با تمرين آن را پرورش دهم. من عموپورنگ هستم با همين تن صدا و قرار نيست براي بچه‌ها خوانندگي كنم و صدايم را به رخ آنها بكشم. ما وقتي براي بچه‌ها مي‌خوانيم بايد با واژه‌ها بازي كنيم و به آنها جان بدهيم تا كودك با اين اشعار ارتباط برقرار كند، با آنها زندگي كند و آنها را ياد بگيرد. بچه نمي‌داند تحرير چيست و كجا بايد صدا را بكشيم و... گفتار من گفتار كاملا كودكانه‌اي است و بايد با صداي كودكانه آواز بخوانم. انگار دارم با صداي آهنگيني با بچه‌ها حرف مي‌زنم.

مسائل تربيتي و آموزشي را چطور وارد برنامه مي‌كنيد؟

ما مدعي تربيت و آموزش در برنامه خود نيستيم. ولي سعي كرديم آموزه‌هاي اخلاقي را نيز كنار سرگرمي در برنامه وارد كنيم و اين كه سرگرمي در برنامه توام با رعايت ادب و احترام باشد. خالصانه و صادقانه و به دور از ريا براي آنها اجرا كنيم و چيزهايي را به بچه‌ها ياد بدهيم و از آنها ياد بگيرم.

سوالات را در قالب الفاظ ساده مطرح مي‌كنيم كه كودك گيج نشود و اين حس هم در او ايجاد نشود كه ما معلم او هستيم. بخش آموزش و تربيت را خيلي از افراد ديگر در جامعه به عهده دارند و بخش سرگرمي را ما بايد انجام دهيم. در اين برنامه سعي مي‌كنيم در حين ارتباط صميمانه‌اي كه با كودكان داريم اين ارتباط را با چاشني نكته‌هاي آموزشي متناسب با فرهنگ خودمان پربار كنيم. جذابيت آموزش در برنامه‌ ما به همين ساده بودن و ساده گفتن‌هاي ماست. روز اول دكور ما آماده نبود. آمديم برنامه را اجرا كرديم و گفتيم بچه‌ها دكور ما آماده نيست و آنها را در جريان گذاشتيم. اين به نظر من يعني آموزش. يعني فكر نكنند ما دروغ گفتيم يا مي‌خواهيم آنها را گول بزنيم.

بچه‌ها از شما حرف شنوي دارند، به همين دليل آيا بهتر نيست به مسائل آموزشي بيشتر توجه كنيد؟

كار كودك خيلي حساس است. اما اگر بچه‌ها بفهمند كه شما داريد نصيحتشان مي‌كنيد موضع مي‌گيرند. بچه‌هاي امروزي از نصيحت بيزارند. بايد مثل خودشان با آنها حرف بزنيم نه از موضع بالا.

بعضي‌ها معتقدند عمو پورنگ براي بچه‌ها نقش بازي مي‌كند؟

من بارها گفته‌ام من عاشق بچه‌ها هستم و وقتي در كنار آنها قرار مي‌گيرم نمي‌توانم نقش بازي كنم. خودم هستم. پر از صميميت و رويا و خيال. من در كودكي، خيالپرداز بودم. سعي مي‌كنم همه آن روياها را در اين برنامه زنده كنم و نيازي به نقش بازي كردن ندارم. اگر اجراي من ادا درآوردن و نقش بازي كردن بود اصلا به دل نمي‌نشست و نيازي نبود اينقدر خون دل بخورم و عرق بريزيم تا بچه‌ها را راضي كنم و براي آنها خسته‌كننده نشوم.

همه بچه‌هاي كشور به نوعي شما را مي‌شناسند. اين همه بچه را چطور دوست داريد؟

دنياي كودكي، دنياي زيبايي است. من عاشق بچگي خودم بودم و هستم و بقيه بچه‌ها را به همين دليل دوست دارم، چون همه بچه‌ها داراي ويژگي‌هاي مشتركي هستند. با يك نگاه محبت‌آميز به همه آنها نگاه مي‌كنم و همه را دوست دارم. مي‌شود همه را دوست داشت بخصوص بچه‌ها را. قلب انسان مثل اقيانوس است.

تا حالا شده در برابر بچه‌اي كم بياوريد؟

بسيار زياد. در يكي از همين برنامه‌هاي زنده بچه‌اي بود كه خيلي كم‌سن و سال بود. اينقدر كوچك كه با پوشك آمده بود، اما من را خوب مي‌شناخت. با هر حركت من مي‌خنديد و سر تكان مي‌داد.

اتفاقا آن روز موضوع ما درباره علاقه به برادر يا خواهر كوچك بود. من هم پارچه‌اي را به صورت قنداني در بغل گرفته بودم و به عنوان يك بچه در بغلم تكان تكان مي‌دادم تا اين‌كه رفتم مقابل اين بچه كه روي سكو نشسته بود. اينجا بود كه با حركت دست او مواجه شدم. به صورتي دستش را به طرف من نشانه رفته بود كه انگار دارد به من مي‌گويد مرد به اين گندگي عروسك بازي مي‌كند. اين حالت بچه مرا خيلي منقلب كرد و احساس كردم مقابل او كم آوردم.

بچه‌ها براي شما نامه هم مي‌نويسند؟

خيلي زياد و من سعي مي‌كنم جواب همه آنها را حتي شده جلوي دوربين بدهم و بگويم كه نامه‌هايشان را خوانده‌ام و دوستشان دارم.

محتواي نامه‌هاي بچگانه بايد جالب باشد...

عمدتا از من خواسته‌اند به خانه‌شان بروم! اينقدر دنياي بچه‌ها فانتزي، قشنگ و رويايي است كه فكر مي‌كنند من براي همه آنها قابل دسترسم و مي‌توانم همه جا حتي در خانه آنها باشم.

تا به حال به اين فكر نكرديد كه ظرفيتي در برنامه ايجاد كنيد كه به خانه بچه‌ها برويد؟

چرا. اما در واقعيت اين كار امكانپذير نيست. نمي‌توان آن را عملي كرد. اين‌كه ظرفيتي ايجاد شود كه به خانه بچه‌ها هم برويم، در حرف راحت است و شايد جذاب هم باشد اما اين كار در عمل خيلي سخت است. ضمن اين‌كه نمي‌توان به همه بچه‌ها سر زد و عدالت را رعايت كرد.

كار با بچه‌ها خاطره زيادي به همراه دارد. براي شما كدام خاطره به يادماندني‌تر است؟

مهم‌ترين خاطره‌اي كه از اين بچه‌ها دارم اين است كه بعضي از كودكاني كه به برنامه من مي‌آمدند الان مادر شده‌اند و كودكان خودشان را به برنامه من مي‌فرستند و اين خيلي براي من جالب و ديدني است. خاطره‌اي است كه در ذهن مي‌ماند. خاطره زياد است من نمي‌توانم دستچين كنم، اما مهم‌ترين خاطره من مربوط به سجاد بود كه از كرمان زنگ زده بود و قرار بود او را ببينم اما به همراه خانواده‌اش در زلزله بم جان داد و من هنوز هم حسرت نديدن او را مي‌خورم.

چقدر خواب بچه‌ها را مي‌بينيد؟

خيلي كم. اينقدر كه هر روز مي‌بينمشان، ديگر در خواب مجالي نمي‌يابم.

اهل خاطره‌نويسي هم هستيد؟

بله من يادداشت‌هاي روزانه‌ام را خصوصا در زمان‌هايي كه فراغت بيشتري دارم در سايت خود يعني «فرضيايي دات اي آر» مي‌نويسم و اين كار را خيلي دوست دارم.

تا حالا شده در اجراي اميرمحمد چيزي را نپسنديد و شما را نارحت كند يا اين‌كه اضطراب داشته باشيد كه نكند متن يادش برود... يا به خاطر سنش چيز نامربوطي بگويد؟

بله، اتفاق افتاده است. البته هيچ وقت به اين صورت نبوده كه چيزي را به او ياد بدهم و اضطراب اجراي نامناسب او را روي صحنه داشته باشم، چراكه به اجرايش اطمينان دارم. اما در مواقعي از اين‌كه شيطنت‌هاي كودكانه‌اش زيادي گل مي‌كند و متن را جدي نمي‌گيرد از دستش عصباني مي‌شوم، اما داد و فرياد نمي‌كنم فقط با او حرف نمي‌زنم. او هم ياد گرفته چطور از من دلبري كند و بسرعت با هم آشتي مي‌كنيم. اما كلا جوري با او رفتار كرده‌ام كه به او فهمانده‌ام قرار نيست من نگران اجراي او باشم و بخواهم خرابكاري‌هايش را جبران كنم و به گردن بگيرم. او ياد گرفته خودش مسئوليت كارش را به عهده بگيرد.

چه شد به سمت نمايش خانگي رفتيد و براي اين موسسه برنامه‌سازي كرديد؟

خواستيم نماآهنگ‌ها و برنامه‌هايمان در دست بچه‌ها يادگاري بماند و آنها بتوانند هر وقت كه دوست داشتند، برنامه‌ها‌ي ما را تماشا كنند. وگرنه اين كار نه‌تنها براي ما سود مالي نداشت، بلكه ضرر هم داشت.

محبوب‌ترين مجري زمان كودكي‌تان چه كساني بودند؟

الهه رضايي و گيتي خامنه. چون خيلي مهربان و دوست‌داشتني بودند، در ضمن صداي خيلي گرمي داشتند و احساس صميميت در صدايشان موج مي‌زد.

فكر مي‌كنيد چقدر روي بچه‌ها تاثير مي‌گذاريد؟

اين را من نبايد بگويم، اين موضوع را مي‌توان از روي رفتار بچه‌ها فهميد. تا آنجا كه به من مربوط است آنها را خيلي دوست دارم مثل بچه برادرم، مثل بچه خودم، همين حس را به بچه‌ها هم منتقل مي‌كنم و احساس مي‌كنم آنها هم همين قدر مرا دوست دارند.

وقتي يك نفر اينقدر روي بچه‌ها تاثير دارد، مطمئنا رسالت بزرگي بر دوش مي‌كشد. درست است؟

من مدعي معلم بودن، نيستم و اصلا هم ادعا نمي‌كنم رسالتي در قبال بچه‌ها دارم. بزرگ‌ترين وظيفه من آن هم در اين مقطع از زمان به نوبه خودم شاد كردن دل بچه‌ها و خنداندن آنهاست.

يكي از ويژگي‌هاي برنامه‌هاي زنده اضطراب است. خصوصا اين‌كه برنامه زنده مخصوص كودكان باشد. شما چگونه رفتار بچه‌ها را در زمان اجراي برنامه كنترل و هدايت مي‌كنيد؟

درست است. خصوصا اين‌كه ما در اين برنامه هيچ‌گاه با بچه‌اي از قبل براي چگونگي شركت در اين برنامه هماهنگ نمي‌كنيم.

بچه‌ها به خاطر خصوصيات ذاتي خود هيچ گاه نمي‌توانند قواعد و قوانين يك اجراي زنده را درك كنند. پس ممكن است در يك آن از كادر خارج شوند يا اين‌كه نادانسته حرفي بزنند كه اين البته طبيعت آنهاست. براي همين هم در بيشتر اوقات با شوخي و خنده از كنار اتفاقات ناخواسته رد مي‌شويم.

در اجراهاي شما يك ويژگي عمده وجود دارد و آن هم اين است كه شما مثل يكي از اعضاي خانواده به بچه‌ها محبت مي‌كنيد و آنها را نوازش مي‌كنيد. دستشان را مي‌گيريد، سرشان را مي‌بوسيد و... اينها چه كمكي به ارتباط شما با بچه‌ها مي‌كند؟

اين نوازش‌ها حس صميميت و احساس دوست داشته شدن را به بچه‌ها منتقل مي‌كند و قطعا آنها از اين‌كه ببينند يك عموي تلويزيوني هم مثل يكي از اعضاي خانواده آنها را دوست دارد حس خوبي پيدا مي‌كنند و قطعا در ارتباط گرفتن با اين بچه‌ها اثر بيشتري دارد.

سوال‌هايي را كه حين اجراي برنامه از بچه‌ها مي‌پرسيد، چگونه طراحي مي‌كنيد؟

ما سوال‌هايي را انتخاب مي‌كنيم كه به دانسته‌هاي عمومي بچه‌ها برمي‌گردد. يكسري سوالات كلي كه مطمئنا در هر خانه‌اي به بچه‌ها آموزش داده شده است. مثلا تقريبا همه بچه‌ها مي‌دانند كه قرآن چند جزء دارد و اصول و فروع دين چيست.

مي‌خواهم بگويم اتفاقا همين سوالات باعث مي‌شود مثلا بچه‌اي كه در خانه نشسته است، بداند براي شركت در برنامه عموپورنگ بايد از يكسري مسائل سر دربياورد و با آمادگي كامل به برنامه بيايد. البته اين سوالات اصلا با هماهنگي قبلي از بچه‌ها پرسيده نمي‌شود و عموما هم تكراري نيست.

امسال براي اولين بار دو شخصيت به برنامه شما اضافه شد. شير و جوجه تيغي. چه شد كه اينها را به برنامه اضافه كرديد؟

من اصلا به آوردن عروسك به تركيب اجرايي برنامه‌هاي كودك علاقه اي ندارم و بشدت هم از آن پرهيز مي‌كنم. شير و جوجه تيغي هم دو آدم هستند كه با گريم به اين شكل درآمده‌ا‌ند. چراكه اگر عروسك مي‌آورديم شبيه برنامه‌هاي ديگر مي‌شديم. بنابراين تصميم گرفتيم اين دو را با شكل و شمايل تازه به برنامه اضافه كنيم كه بچه‌ها با واقعي بودن آنها ارتباط برقرار كنند و احساس كنند خيلي از واقعيت دور نيستند و خودشان هم با يك گريم ساده مي‌توانند به شكل آنها دربيايند.

بچه‌ها خيلي حواس پرت هستند از چه روشي براي تمركز آنها روي برنامه استفاده مي‌كنيد؟

بله درست است، براي همين هم سعي مي‌كنم تحرك زيادي داشته باشم، با انرژي سر صحنه ظاهر شوم كه ذهن بچه به اين‌ور و آن‌ور معطوف نشود و دايره نگاهش به من محدود شود و حواسش به من باشد. با آنها شوخي مي‌كنم. آنها را مورد خطاب قرار مي‌دهم. ارتباط چشمي با آنها برقرار مي‌كنم و...

هماهنگي شما و اميرمحمد در اجرا عالي است. اين بده و بستان‌ها در اجرا چطور به وجود مي‌آيد؟

بخشي از اين هماهنگي متكي به متن است و بخش ديگر آن با اجراي في‌البداهه ما در زمان اجرا به دست آمده است. طي اين هفت سالي كه با هم كار كرديم، اينقدر با هم هماهنگ شديم كه ديگر در هم رسوخ كرده‌ايم و همديگر را مي‌شناسيم. ما روي صحنه حتي با نگاه با همديگر حرف مي‌زنيم.

چرا عمو پورنگ اينقدر موفق است؟

يكي از رموز موفقيت برنامه پورنگ به خاطر گروه سازنده آن است كه من را همراهي مي‌كنند. كارگردان و تهيه‌كننده و آهنگساز و... گروهي هستند كه كار كودك را جدي مي‌گيرند. من هم به نوبه خودم سعي مي‌كنم موضع معلمي نگيرم، شيطنت و بازيگوشي و هيجان را در خودم بيشتر كنم، نگاهم از موضع بالا نباشد و با بچه‌ها ارتباط موثر برقرار كنم.

اميرمحمد را شما كشف كرديد؟

بله. او همراه با چند بچه به استوديو آمد و از آنها تست گرفتيم و اميرمحمد انتخاب شد.

از عمو پورنگ بزرگ‌ترم

اميرمحمد يك وروجك تمام عيار است. تقريبا در هيچ جاي استوديوي برنامه هزار و شصت‌وشونزده نمي‌شد پيدايش كرد و نشاندش سر مصاحبه. همه جا بود و هيچ جا نبود.

پيش از آغاز برنامه با گروه شوخي مي‌كرد و ديالوگ‌هايش را به شيوه خودش تمرين مي‌كرد و البته در اين بين نگران ضبط خبرنگاري هم بود تا نكند شيطنت‌هايش را به دنياي رسانه بكشانيم.

با همه اينها اميرمحمد به سوالات ما پاسخ داد و وقتي قرار شد به صورت جدي با هم حرف بزنيم آنقدر منطقي بود كه گاهي يادمان مي‌رفت او سن و سال زيادي ندارد.

برايمان بگو كه چه طور شد به برنامه عمو پورنگ پيوستي؟

از دوران كودكي همه به پدر و مادرم توصيه مي‌كردند كه مرا به تلويزيون ببرند. تا اين كه عمو پورنگ، برنامه‌اي را در جام‌جم اجرا مي‌كرد. يكي از آشنايان ما به عموپورنگ گفت، يكي هست كه مي‌خواهد به برنامه تو بيايد و همكارت شود. من هم آمدم و تست دادم، اما تا شش ماه خبري به من ندادند تا اين كه يك روز به من گفتند مي‌توانم از شنبه همكاري خودم را با عمو پورنگ شروع كنم.

خودت دوست داري مجري باشي يا بازيگر؟

مسلما بازيگر.

يعني الان كه در كنار عمو پورنگ براي بچه‌ها برنامه اجرا مي‌كني، كارت را دوست نداري؟

الان هم مجري بازيگر هستم.

اگر نقشي را به عنوان بازيگر در يك سريال به تو پيشنهاد بدهند آن را مي‌پذيري؟

خير، تا وقتي كه عمو پورنگ من را بخواهد و دوست داشته باشد كه در برنامه با او همكاري كنم، پيشنهاد هيچ سريالي را قبول نمي‌كنم.

تو لحن شيريني داري، راجع به مجرياني كه با لحن بچگانه حرف مي‌زنند چه نظري داري؟

به نظر من يك مجري زماني مي‌تواند موفق باشد كه خودش را هم‌سن و هم قد و قواره بچه‌ها كند نه اين كه با لحنش بخواهد به زور با آنها ارتباط برقرار كند؛ چراكه بچه مي‌فهمد كه يك مجري بزرگ است و تنها دارد اداي بچه‌ها را درمي‌آورد. مثلا همين عمو پورنگ خودمان، همه مي‌دانند كه او بزرگسال است، اما همدل بچه‌هاست و خودش را همسن آنها مي‌كند تا با روحيات آنها آشنا و به آنها نزديك شود.

وقتي عمو پورنگ از دستت عصباني مي‌شود چه كار مي‌كند؟

بيرون يا توي برنامه؟

هر دو.

كلا عصبانيتش زياد طول نمي‌كشد! وقتي بيرون باشيم اخم مي‌كند و با من حرف نمي‌زند بعد يا من يا خودش سر حرف را باز مي‌كنيم. روي آنتن هم كه وقتي زيادي شيطنت مي‌كنم با نگاه با من حرف مي‌زند. من هم بعد از اين همه سال نگاه‌ها را فهميده‌ام و خيلي سريع خودم را اصلاح مي‌كنم.

اين شيطنت‌ها از چه بخشي از وجودت بيرون مي‌ريزد؟

گاهي اوقات از نقش بيرون مي‌آيم و يادم مي‌رود كه دارم نقش بازي مي‌كنم. زيادي مي‌خندم و گاهي هم متن را از ياد مي‌برم.

بعد وقتي كه متن يادت مي‌رود چه كار مي‌كني؟

يا يك جوري حواس بينندگان را پرت مي‌كنم يا مي‌زنم به يك راه ديگر. يا از بچه‌ها دعوت مي‌كنيم كه ميان برنامه ببينند و بعضي اوقات هم پيش آمده است كه صادقانه گفته‌ام كه متن يادم رفته است.

همكاري‌ات با عمو پورنگ به چه صورت است؟

ما بيشتر رفيقيم تا همكار و شاگرد و استاد. البته من منكر اين نيستم كه از روز اول به خاطر آموزه‌هاي عمو پورنگ روش اجرا را ياد گرفته‌ام.

خودت احساس مي‌كني چقدر با عمو پورنگ اختلاف سني داري؟

من بزرگ‌تر از عمو پورنگم.

چرا؟

عمو پورنگ رفتارهاي كودكانه‌اي دارد. او كارتون دوست دارد و به كارتون ديدن علاقه زيادي دارد در صورتي كه من اصلا از كارتون ديدن لذت نمي‌برم. يا لباس پوشيدن او خيلي رنگي‌رنگي است و لباس‌هاي شادي مي‌پوشد در صورتي كه من دوست دارم لباس‌هايي بپوشم كه خيلي سنگين و بزرگانه باشد.

چرا مي‌خواهي بزرگ‌تر از سن خودت رفتار كني؟

اين يك حس طبيعي است، بچه‌ها تا وقتي كه بچه هستند دوست دارند زودتر بزرگ شوند، اما به محض اين كه بزرگ مي‌شوند دوست دارند بچگي كنند.

اولين ترانه‌اي كه خواندي، يادت هست؟

چند سال پيش در اجراهاي اوليه‌مان در استوديو ضبط موسيقي داشتيم.

من داشتم براي خودم شعر مي‌خواندم، يادم مي‌آيد كه متن يك مداحي بود؛ تهيه‌كننده صدايم را شنيد و از من خواست كه يك بار ديگر آن را بخوانم. بعد همان جا صداي من را ضبط كردند و همان شد كه در كنار عموپورنگ خوانندگي را ادامه دادم.

و آخرين سوال اين كه چرا اميرمحمد اينقدر قلمبه سلمبه حرف مي‌زند؟

به خاطر اين است كه سعي مي‌كنم خودم باشم و خودم را بازي كنم و خودم هم هميشه بزرگ‌تر از سن خودم رفتار مي‌كنم.

مهراوه فردوسي - گروه راديو و تلويزيون

منبع: جام جم آنلاین 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391ساعت 13:6  توسط خبرگزاری  | 

رسانه مجازی کودک

۳۰نماجوان -سایت رسمی هزار و شصت و شونزده با همکاری شبکه دوم سیما افتتاح شد.

هدف از ایجاد این سایت ساخت رسانه‌ای است  که تمام کودکان جهان با آن ارتباط برقرار کنند؛ رسانه‌ای که ارزش‌های الهی و معنوی را جهانی کند و به کودکان به عنوان “محل ظهور” توجه ‌کند و آنان را به عنوان “امکان انسانی ظهور” مورد مراقبت قرار دهد.

سایت هزار و شصت و شونزده شامل قسمت هایی جداگانه برای هر کدام از برنامه های کودک تلویزیون می باشد و گالری تصاویر  و آرشیو برنامه ها از بخش های پربیننده ان می باشد.و کودکان می توانند با مراجعه به سایت از امکانات ان  در ارتباط با برنامه کودک دلخواه خود اطلاعاتی کسب نمایند.

بخش خانه پورنگی اولین بخشی است که در این سایت فعالیت خود را آغاز نموده است.

لازم به ذکر است داریوش فرضیایی (عموپورنگ) در حال حاضر بین تمام مجریان کودک تنها چهره ای است که در فضای مجازی حضور تاثیر گذاری و چشم گیری داشته است.

سایت هزار و شصت و شونزده از طریق آدرس« www.10006016.ir » در دسترس عموم قرار دارد.همچنین می توانید در قسمت خانه عموپورنگ نامه ای به خدا بنویسید.

امید که  مسئولین نیز در این امر خطیر  همکاری نمایند چرا که  این اتفاق در فضای سایبری تاثیر بسزایی در نحوه فرهنگ سازی و آموزش آینده سازان این مرزو بوم خواهد داشت.

منبع:۳۰نماجوان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 18:5  توسط خبرگزاری  | 

«عموپورنگ»و امیرمحمد تاهفته آینده پخش نمی شود


۳۰نماجوان-برنامه «هزار و شصت و شونزده»به مدت یک هفته پخش نخواهد شد

برنامه «هزار و شصت و شونزده» که مدتی است با اجرای عموپورنگ و امیرمحمد از شبکه دو سیما پخش می‌شود، از نوزدهم ماه مبارک رمضان تا بیست و چهارم این ماه به دلیل تقارن با شب‌های قدر پخش نمی‌شود.

تهیه‌کننده برنامه «هزار و شصت و شونزده»اعلام کرد: این برنامه در شب‌های قدر چند روزی به روی آنتن نمی‌رود، ولی مجددا هفته‌ی آینده دوشنبه ـ ۲۳ مرداد ماه ـ عموپورنگ به تلویزیون می‌آید و برنامه‌اش را اجرا می‌کند.

مسلم آقاجان‌زاده گفت:‌ سه‌شنبه ـ ۱۷ مرداد ماه ـ آخرین برنامه «هزار و شصت و شونزده» به روی آنتن می‌رود و پس از گذشت چند روز با به پایان رسیدن ایام لیالی قدر، دوباره پخش آن آغاز می‌شود.

برنامه «هزار و شصت و شونزده» به تهیه‌کنندگی مسلم آقاجان‌زاده برای گروه کودک شبکه دو سیما تهیه شده است که از ابتدای ماه رمضان روی آنتن است.

به گفته‌ی تهیه‌کننده، این برنامه از همان ابتدا بر اساس فضای ماه رمضان چیده شده بود اما علیرغم پرداختن به موضوعات اخلاقی‌، فضای شاد و مناسب برای کودکان همچنان حاکم است.

به گفته‌ی وی هزار و شصت و شونزده یک شوی تلویزیونی کودکانه محسوب می‌شود که با آیتم‌های طنز،‌ موسیقی‌،‌ اخلاقیات و … همراه است. این برنامه هر روز ساعت ۱۷:۴۵ با اجرای عموپورنگ و امیرمحمد و چندین عروسک دیگر همراه است؛ در «هزار و شصت و شونزده» هر روز حدود ۱۲۰ کودک حضور دارند.

منبع:ایسنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 18:3  توسط خبرگزاری  | 

عموپورنگ ،‌ تا آخر مهر در شبکه دو

تهران / واحد مرکزی خبر / مکتوب 1391/05/03 
تهیه کننده برنامه عمو پورنگ از ادامه این برنامه تا دو ماه آینده (اواخر مهر )خبرداد .
مسلم آقاجانزاده در مصاحبه با خبرنگارما افزود :قرار بود که سریال عمو پورنگ برای کودکان آماده شود که هم اکنون در مرحله تعیین برآورد و بودجه است.
وی همچنین به تغییرات برنامه جدید عمو پورنگ که به مناسبت ماه مبارک رمضان از شبکه دو سیما پخش می شود اشاره کرد و گفت :تغییر دکور و اضافه شدن دو بازیگر در نقشهای شیر و جوجه تیغی که به صورت غیر مستقیم به کودکان نکات اخلاقی مثبت را اموزش می دهند از جمله ویژگیهای برنامه جدید است .
آقاجانزاده درباره حضور والدین در این برنامه نیز گفت :برای اولین بار پدران با فرزندانشان در این برنامه شرکت کردند که به علت تکرار این گزینه در دیگر برنامه ها و اینکه ما همواره به دنبال نو آوری بوده ایم از والدین در این برنامه استفاده نمی کنیم و فقط بچه ها با قسمتهای مختلف از جمله مسابقه در این برنامه اشنا می شوند .

کلیک کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1391ساعت 11:53  توسط خبرگزاری  | 

آن مرد با بالن آمد


جام جم آنلاين: عمو پورنگ را همه مي‌شناسند؛ همان عموي شاد و سرحال و پرانرژي برنامه‌هاي كودك كه متخصص غافلگير كردن كودكان است. او شاداب است و در چشم به هم زدني بچه‌ها را سرشار از شادي و شور مي‌كند و به‌ دليل همين توانايي به چهره دوست داشتني و جذابي براي كودكان تبديل شده است.

عمو پورنگ خوب بلد است با بچه‌ها به گونه‌اي حرف بزند كه همه دوستش داشته باشند. به قول معروف ستاره او شيرين است و يك ويژگي خدادادي منحصر به فرد براي ارتباط برقرار كردن با بچه‌ها دارد.

او اين بار بعد از غيبتي نسبتا طولاني با برنامه «هزار و شصت و شونزده» و البته به همراه يك بالن آمده‌است. اما نكته قابل توجه در مورد برنامه رمضاني او، نه ويژگي ذاتي او و نه ستاره شيرين اوست، بلكه خلاقيت او در اجراهاي جديد و غافلگير كردن كودكان است.

ديروز اما اين عموي پرهيجان تلويزيوني روي آنتن شبكه دو رفت اما برخلاف انتظار برنامه‌اي را آماده نكرده بود. اين اتفاق در يك برنامه زنده امري طبيعي است، اما اين‌كه برنامه‌اي خودش را متعهد كند كه بنا بر قولش بيايد، هر چند كه دكورش آماده نباشد، خيلي نادر است.

عموپورنگ درست سر ساعت آمد و اتفاقا در كنار طراحان و سازندگان دكور با بچه‌ها صحبت كرد و برايشان آواز خواند. او آمد تا ساخت دكور را به بچه‌ها نشان دهد و اين بار قصد كرده بود بچه‌ها را محرم برنامه كند، با آنها خودماني‌تر شود و در تك تك مراحل كار، آنها را همراه خود كند.

او آمده بود تا به بچه‌ها بگويد فردا مي‌آيد و آنها را دعوت به ديدن برنامه كند. همان‌ها كه مطمئنا مي‌دانند عموپورنگ كيست و براي برنامه‌اش لحظه شماري مي‌كنند، اما اين كار خوش قول بودن او را نشان داد و آمدنش به منزله احترام گذاشتن به مخاطباني به نام كودك بود كه اتفاقا مشتاق تر از بزرگسالان هستند و انتظارشان صادقانه و پاك است و دلشان خيلي زود مي‌شكند. و چه خوب است كه پورنگي‌ها اين را مي‌دانند و به انتظار پاك بچه‌ها احترام مي‌گذارند.

مهراوه فردوسي - گروه راديو و تلويزيون

کلیک کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1391ساعت 11:52  توسط خبرگزاری  | 

رسیدگی به گرانی ها مهم تر است یا عکس یادگاری هیأت دولت با عموپورنگ و امیرمحمد

مشخص نیست علت افتتاح این شبکه توسط هیات وزیران و دقیقا در وسط جلسه هیات دولت چه بوده و چه نوعی مشابهتی بین این جلسه و برنامه های کودک وجود داشته که اعضای هیات دولت را مصمم به اختصاص زمان قابل توجهی از وقت 30 عضو کابینه به افتتاح شبکه پویا نمایی کرده است.
 بازتاب - در روزی که هزاران تن از ایرانیان در زیر گرمای طاقت فرسای تابستان ساعت ها در صف خرید مرغ بودند، بخش قابل توجهی از وقت کل اعضای هیئت دولت ساده زیست و عدالت طلب، به گپ و گفت و تفریح با هنرمندانی گذشت که بیشتر کودکان ایرانی مشتاق دیدنشان از نزدیک هستند.  
       
اگرچه راه اندازی شبکه پویانمایی یکی از اقدامات درست صداوسیما برای پرکردن اوقات فراغت کودکان می باشد و از این رو باید به دست اندرکاران راه اندازی این شبکه که در بدو راه اندازی با استقبال خانواده ها مواجه شده، خسته نباشید گفت، اما مشخص نیست علت افتتاح این شبکه توسط هیات وزیران و دقیقا در وسط جلسه هیات دولت چه بوده و چه نوعی مشابهتی بین این جلسه و برنامه های کودک وجود داشته که اعضای هیات دولت را مصمم به اختصاص زمان قابل توجهی از وقت 30 عضو کابینه به افتتاح شبکه پویا نمایی کرده  است. 
       
البته شاید گفته شود اعضای دولت هم نیاز به تفریح و رفع خستگی دارند و هنرمندان برنامه های کودک هم باید تجلیل شوند، اما این که زمان مشترک و محدودی که هفته ای تنها دو بار رخ می دهد و کلیه وزرا گرد هم جمع شده اند، به این امر اختصاص یابد، جای سوال دارد. 
 
   این در حالی است که هم زمان کشور با معضلات گسترده ای از جمله گرانی کمرشکن مواد غذایی، تحریم ها و ناهنماهنگی ها مواجه است که قاعدتا تصمیمات مهم درباره آنان در جلسه هیات دولت باید گرفته شود. 
      
از این جالب تر اظهارات احمدی نژاد در این برنامه است که به میخکوب شدن و اختصاص وقت خود به مدت یک ساعت برای تماشای یک کارتون اشاره کرده است. 

هیات دولت

هیات دولت
   
 این در حالی است که نوع عملکرد هیات دولت و شخص احمدی نژاد در مواجهه با مشکلات اقتصادی و گرانی های اخیر راضی کننده نیست و برخی تحلیلگران آن را فرافکنی ، اعلام بی تفاوتی و از سرباز کردن این مشکلات تلقی می کنند. 
   
 چرا که بنابر اعلام رسانه های دولتی احمدی نژاد در زمان اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، هر شب با اختصاص وقت طولانی اقدام به برگزاری جلسات می کرد تا در قیمتها و روند تنظیم بازار بحرانی به وجود نیاید که در کوتاه مدت، یعنی سه ماه نخست نسبتا تاثیرگذار نیز بود و جلوی آثار روانی اجرای طرح هدفمندی را گرفت. 
    
 با این وجود، روش احمدی نژاد در تصمیم گیری طی هفت ساله گذشته که تصمیمات دولت را از مدار معمول کارشناسی جمعی خارج و تا اندازه ای شخص محور کرده و بسیاری از تصمیمات مهم توسط شخص او گرفته می شود، موجب شده است تا هزینه  بی تفاوتی فعلی که ناشی از دلخوری احمدی نژاد از هم پیمانان سابق خود است را مردم بپردازند و گرانی کمرشکن را تحمل کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 1:12  توسط خبرگزاری  | 

تهيه‌كننده «عموپورنگ» پس از بازگشت به تلويزيون: قصد نداشتيم ديگر برنامه‌ي زنده تهيه كنيم

1-3.JPG

تهيه كننده برنامه «هزار و شصت و شونزده» شبكه دو سيما كه با اجراي عموپورنگ به روي آنتن مي‌رود، درباره‌ي پرداختن به موضوعاتي كه بايد متناسب با ماه رمضان باشند، خاطرنشان كرد: از همان ابتدا فضاي برنامه بر اساس ماه رمضان چيده شده بود، اما عليرغم پرداختن به موضوعات اخلاقي، فضاي شاد و مناسب براي كودكان حاكم است.

مسلم آقاجان‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي محدوديت‌هايي كه ممكن است به خاطر ماه رمضان در برنامه‌هاي كودك ايجاد شود، گفت: وظيفه‌ي ما اين است كه بتوانيم فضايي شاد و آموزشي براي كودكان فراهم كنيم؛ عليرغم اينكه موضوعات اخلاقي متناسب با ماه رمضان را مطرح مي‌كنيم، فضاي شاد و جذاب را براي كودكان حذف نمي‌كنيم.

وي خاطرنشان كرد: هميشه تاكيد علما اين است كه فضاي شاد در برنامه‌هاي كودك را از دست ندهيد.

همچنين او در ادامه توضيح بيشتري درباره كليت برنامه «هزار و شصت و شونزده» داد و گفت: فضاي قبلي برنامه ما كه با اجراي عموپورنگ همراه بود،‌ فضاي پارك و بوستان بود، اما در حال حاضر فضاي اين برنامه به خانه بازي تبديل شده است و دكور برنامه هم بر اساس همين موضوع طراحي شده است.

وي افزود: در «هزار و شصت و شونزده» يك بالن در برنامه داريم كه شبيه بالن‌هاي اسباب‌بازي كارتوني است كه حركت مي‌كند و علاوه بر آن دو بازيگر عروسكي هم اضافه شده است كه لباس‌ها و ساختاري متفاوت دارند و مي‌توان گفت سبك جديدي از عروسك هستند.

آقاجان‌زاده با اشاره به حضور ميهمانان كودك در برنامه «هزار و شصت و شونزده» يادآور شد: در هر قسمت از اين برنامه قرار است حدود 120 كودك حضور داشته باشند و در هر قسمت ما سعي مي‌كنيم يك بازي به كودكان آموزش دهيم. اين برنامه در واقع يك شوي تلويزيوني كودكانه محسوب مي‌شود كه با آيتم‌هاي طنز،‌ موسيقي،‌ اخلاقيات و ... همراه است.

تهيه‌كننده برنامه «هزار و شصت و شونزده» در پايان درباره‌ي مجموعه «عمو پورنگ» در شبكه نمايش خانگي با عنوان «سه قلوها» گفت: تاكنون چهار قسمت از اين برنامه به شكل دي وي دي توزيع شده است و به زودي قسمت پنجم هم به بازار مي‌آيد.

او يادآور شد: بعد از برنامه «عموپورنگ» ما ديگر قصد نداشتيم برنامه‌ي زنده تهيه كنيم و تمركزمان را روي سريال گذاشته بوديم، اما بنا به درخواست مسؤولان كه اصرار داشتند فضاي خالي تابستان برنامه‌هاي كودك بايد پر شود، تلاش كرديم تا اين فضا را براي كودكان فراهم كنيم.

به گزارش ايسنا،‌ برنامه «هزار و شصت و شونزده» به تهيه‌كنندگي مسلم آقاجان زاده با حضور عموپورنگ و امير محمد و چندين عروسك ديگر از شنبه اول ماه رمضان هر روز حدود ساعت 17 به صورت زنده از شبكه دو سيما به روي آنتن مي‌رود.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 1:5  توسط خبرگزاری  | 

افتتاح شبکه پویا

 

shabake poya6

سخنرانی عموپورنگ(کلیک کنید)

این فیلم از طرف عطیه .ع (از بچه های همین کلاس) ارسال شده


برای دانلود فیلم اینجا نیز کلیک کنید


برچسب‌ها: شبکه پویا, سخنرانی, دانلود
+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1391ساعت 22:28  توسط خبرگزاری  |